تبليغاتX
tanhatarin tanha
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 21:9  توسط میلاد و مهتاب | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 20:58  توسط میلاد و مهتاب | 

                              
تو بمان با من تنها تو بمان
جاي مهتاب به تاريكي شبها تو بتاب
من فداي تو به جاي همه گلها
تو بخند
اينك اين من كه به پاي تو درافتاده ام باز
ريسماني كن از آن موي دراز
تو بگير
تو ببند
تو بخواه
پاسخ چلچله ها را تو بگو
قصه ابر هوا را تو بخوان
تو بمان با من تنها تو بمان
در دل ساغر هستي تو بجوش
من همين يك نفس از جرعه جانم باقي است
آخرين جرعه اين جام تهي را تو بنوش

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 22:40  توسط میلاد و مهتاب | 

سکوتت را نمي خواهم،صدايم کن


صدايت مثل رويا،مثل ابريشم،صدايت مثل معناي محبت مثل گل زيباست


صدايت غرق خوبي هاست،در اين تنهايي غمگين صدايم کن


براي شعرهاي آشناي من،صداي تو هزاران سطر جا دارد


سکوتت را نمي خواهم،صدايم کن


صدايت اشک هايم را صدا مي کرد


تمام اشک هاي من صدايت را دعا ميکرد،صدايت را دعا ميکرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 23:31  توسط میلاد و مهتاب | 

سلام

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 23:55  توسط میلاد و مهتاب | 

یاده سادگی و زیبایی گذشته ها

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 19:3  توسط میلاد و مهتاب | 
من از يک درد بي درمون تو از اعجاز مي گوئي

من از کنج قفس اما تو از پرواز مي گوئي

من از يک چهار ديواري محدود و کسالت بار

تو اما ازيک فضاي ساده و دلباز مي گوئي

من از يک بغض مانده در گلوي خويش مي گويم

تو اما از طنين دلکش آواز مي گوئي

من از يک موسيقي جانگاه شيون با تو مي گويم

تو با من از صداي رو ح بخش ساز مي گوئي

من از پايان يک عمر سراسر درد مي نالم

تو از زيبايي گلواژه ي آغاز مي گوئي
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 18:53  توسط میلاد و مهتاب | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 18:48  توسط میلاد و مهتاب | 
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 18:38  توسط میلاد و مهتاب | 
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 23:38  توسط میلاد و مهتاب | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
خدایا سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم تا سجاده ی دلم را در ان بگسترانم و با دستان خسته ی قنوتم از تو می خواهم که بر وجود سردم نور نگاهت را بتابانی و گل های زیبای عشق و ایمان را بار دیگر در من تازه گردانی

نوشته های پیشین
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آرشیو موضوعی
طنز
عشق
اسمان شب
تنهایی
نویسندگان
میلاد و مهتاب
میلاد و مهتاب
میلاد و مهتاب
میلاد و مهتاب
پیوندها
نجوم
فریاد عشق
الکترونیک
جوک و اس ام اس و عکس
زندگی ایرانی
ba karevane sher va mosighi
بيا تو پشيمون نمي شي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar

 
JavaScript Codes